X
تبلیغات
❤بخونــــیــد حالشـو ببریــــــ❤ــــــد❤































❤بخونــــیــد حالشـو ببریــــــ❤ــــــد❤

سلام دوستای گلم

خوبید؟؟

از همتون معذرت میخوام که نیومدم به وبلاگاتون سر بزنم

ببقچییییییییییید

تو رو خدا نرید بگید آیدا نامرده

الانم فقط اومدم بگم که : : : : : : : : : : : :

دیگه نمیام این وبلاگ

ولی رو یه وبلاگه دیگه کار میکنم

اینم لینکشه :

http://vase-ejgham.blogfa.com/

خوشحال میشم اگه بیاید بهم سر بزنید و لینکم کنید

بوووووووووووس

دوستتون دارمممممممممممم

 

آیدا |11:16 | شنبه سیزدهم خرداد 1391 |

سلام بچه هااااا

خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

و اینکککککککککک

 آیدااا با آپی دیگر وارد میشود

بهنام: اعتراف می کنم بچه که بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش می کردم تا کارتون تموم نشه و بعد می آمدم گریه می کردم به مادرم می گفتم کار تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!



 ستاره: اعتراف می کنم یه بار اتو کشیدن موهام یک ساعت طول کشید، چون موهام بلند بود، بعد از کلی کیف کردن و احساس رضایت، نگاه کردم دیدم اتوی مو خاموشه!



 
علی: اعتراف می کنم بار اول که یه بز از نزدیک دیدم بچه بودم، از ترس بهش سلام کردم بعد فرار کردم.



شیوا: اعتراف می کنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام، تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه! تازه هی چند بار پشت سر هم این کار رو کردم، چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!



نگین: اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارساله مون رو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چه طوری؟
دیدم بچه تحویلم نگرفت باباهه خندید.
اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چه قدر بزرگ شده!
مامان گفت نوید کیه؟
گفتم: پسر آقای...
گفت اون اسمش پارساست، اسم باباش نویده!




اعتراف می کنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیـــــــر جووون... بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی می خوامـــت... گفتم منم همین طور... گفت پیش ما نمیای؟ گفتم چرا، حتماً... از پشت میزم بلند شدم برم توی اتاقش. به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفنی با دوستش حرف می زنه و من از شدت ضایعگی دیوار رو گاز گرفتم...

بقیش تو ادامه مطلبه



 


ادامه مطلب
آیدا |21:55 | پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 |

سلام عسیسانه من
خوفید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عیدتون مبالـــــــک
امیدوارم که ساله خوفی داجته باجید
و اینکـــــ با آپی دیـــگر شما رو ذوق زده میکنیــــم
 
♥انشای یک دانش آموز♥

پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم. تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که به فکر بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم. من شنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدر خوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش می‌شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است. ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد. این بود انشای من.

آیدا |12:21 | شنبه دوازدهم فروردین 1391 |

سلااااام  بروبکس...چطمولین؟خوش میذگره؟
این روزها همه برای وبلاگ آیدا کامنت میگذارند شما چطمول؟؟؟؟؟؟؟
قالبو حال میکنید؟؟؟این چ سوالی بود پرسیدم؟معلومه ک خوشتون اومده
حالا با یک آپ جدید در خدمته شما هشتم
دیدیدیییییییییین
 
 
پسر در حال دویدن ...
زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!

دختر در حال راه رفتن...
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای ...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین

آیدا |12:40 | جمعه نوزدهم اسفند 1390 |

سلام دوس جونیا

خوفید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم براتون یه ذره شده بود

دوشتون دالم

خبر خوش:

مشکله دوستم حل شد

تازشم یه روز با هم رفتیم کافی نت بعد وبلاگمو نشونش دادم.نشونش دادم به خاطرش آپ کردم.بعد از همتونم که براش دعا کردید مرسی کردFlower

 

بعد گریش گرفت

بعد بغلم کرد

بقیشم به علت سنه کمه شما سانسور میشود

بالاخره یه مطلب پیدا کردم ایشالا خوشتون بیاد

نظر فراموووووش نشه

بترکونیدا

شباهت دختر و پسرای ایرانی 

1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.
2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن
3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند.
4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند.
5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغیير شخصيتشونه.
6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره.
7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند!
8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سالگی که از رويا بيرون مي آيند مي بينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!!
9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه

 

 

آیدا |18:1 | جمعه دوازدهم اسفند 1390 |

bacheha bara bhtarin dostam (ajim)y moshkel bozorg pish omade.
dg nemitune biyad uni
age on nayad manam dg dost nadaram bram..
to ro khoda barash doa konid...
kare man k hamash shode gerye ..
mige mikhad khod koshi kone
nemidunam chi kar konam
mikham bram khunashun emrooz
ama mitarsam bram onja ba babash davam bshe
kheyli delam gerefteeeeee...
toro khoda barash doa konid kheyli mazlomeee...
avalin nafarie k dosesh daram

az bas gerye kardam sooratam khise khiseee

farzane asheghetaaaaaam 

آیدا |8:55 | چهارشنبه سوم اسفند 1390 |

سلام برو بچزززززززز .خوفید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟......

بالاخره کامنتای پسته قبلی شد ۲۰۰ تا

اوخیشششششش

یادتونه که گفتم اگه ۲۰۰ نشه آپ نمیکنم؟؟؟؟؟

عجب بوووووووووقی کردماااااااا

دیدید سر حرفم موندم ؟اما دیگه تصمیم گرفته بودم  یواشکی برم ۲۰۰ رو بکنم ۱۰۰ و همرو راحت کنم و لی دلم نیومد دیگه

از همتون مر۲۰+۱۰

مخصوصا یه سریا که خودشون میدونن شما هم فضولی نکنید

برا این پست هرکس هر چقد دوست داشت کامنت بذاره...ببینم چی کار میکنیداااا

راسی از این ب بعدم کمتر میام نت اگه یه بار دیر سر زدم ناراحت نشید اخه ترم شروع شده اون ترم نزدیک بود مشروط بشم ولی خدا رو شکر معدلم۳۰ صدم از ۱۲ بیشتر شد

حالا این آپمو بخونید نظرم بدید....هرکی کامنت نذاره ایشالا کف بره تو مماخش

 

*~*~❤نـــامــــه ی غـــضـــنـــفــــر بـــــه هـــــمـــســـرش(+عــکـــس)❤~*~*

 

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش  قصد سفر به آلمان میکنه
 
 وهمسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها میکنه
 
خلاصه
 
همسرغضنفر گفت : حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟
 
غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم…. 

همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من  خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!
غضنفر گفت :من برای تو نقاشی میکنم …
 
تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟
 
خلاصه
 
غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید .. 
  
  این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
 .
.

..

.
.
.
.
.
شما چیزی فهمیدید !!!!!!!
من که نفهمیدم


این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده 
 
حال ترجمه از زبان همسرش  
 
خط اول :حالت چه طوره زن ؟    
 
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟  
 
خط سوم : مادرت چه طوره ؟   
 
خط چهارم :شنیدم سر و گوشت می جنبه!!!     
 
خط پنجم : فقط برگردم خونه….   
 
خط ششم : می‌کشمت    
 
خط هفتم :غضنفر از آلمان…

خب دیگه تموم شد .....خیلی خوش اومدید

 

آیدا |20:3 | شنبه بیست و دوم بهمن 1390 |

سلاااااام دوکساا!!!!!!!شکلکــ های آینـ ـ ـاز

دیدید زودی آپ کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر یادتون نره هااا!!!!!!!!!!!!!!

باجه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هرکی بیشتر نظر بذاره یعنی بیشتر نظر گذاشته :دی

 توجه : اگه کامنتا از ۲۰۰ تا بیشتر نشه آپ نمیکنم...

همکاری کنید دیگه

اعضای قبیله سرخ پوست از رییس جدید می پرسن: «آیا زمستان سختی در پیش است؟»شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

رییس جوان قبیله که هیچ تجربه ای در این زمینه نداشت، جواب میده «برای احتیاط برید هیزم تهیه کنید»شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

 بعد میره به سازمان هواشناسی کشور زنگ میزنه:

«آقا امسال زمستون سردی در پیشه؟»

 

پاسخ: «اینطور به نظر میاد»، پس رییس به مردان قبیله دستور میده که ...

 

بیشتر هیزم جمع کنندHanging

 و برای اینکه مطمئن بشه یه بار دیگه به سازمان هواشناسی زنگ میزنه:

 «شما نظر قبلی تون رو تایید می کنید؟»

پاسخ: «صد در صد»،

 رییس به همه افراد قبیله دستور میده که تمام توانشون رو برای جمع آوری هیزم بیشتر صرف کنند.

بعد دوباره به سازمان هواشناسی زنگ میزنه:

«آقا شما مطمئنید که امسال زمستان سردی در پیشه؟»

پاسخ: بگذار اینطوری بگم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!

رییس: «از کجا می دونید؟» 

پاسخ: «چون سرخ پوست ها دیوانه وار دارن هیزم جمع می کنن103

آیدا |15:45 | پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 |

 

سلام مرسی که اومدی!!!!!!!!

از این عکسا خیلی خوشم میومد دلم نیومد براتون نذارم !!!!06300000امیدوارم خوشتون بیاد  قالبــــ ها و شکلکــــ هاے آینــ ـ ـاز

عجب فندکیه !!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 دوساعت به اینا خندیدم!!!!!!!خیلی باحااااااااااالن

 - سارا یزدانی,راضیه م,صنم پارسا,ندا سلیمانی,نسیم اسماعیلی,رزا م,روشا معرفت,جاوید  گرافیک,رها  ,دریا دریا,سپیده بهشتی,شیوا جون,ملیح سا ,ترانه ایرانی,میثم سبز ,سارا سالاری,کیمیا ی,     اثیر         م,آرزو م,

اینم که دیگه بدونه شرحه

 - ترانه ایرانی, ,

 مرسی ک سر زدید..بچه ها آپ میکنید خبرم کنید من که نمیتونم هی بیام وبلاگتون ببینم آپ کردید یا نوچ!!...نظر فراموش نشه برو بتچزززززززززز کمتر از 3 تا هم قبول نیستا :ِدیhttp://up.patoghu.com/images/6dmuecw57llsyx4of2im.gif

 

آیدا |20:34 | دوشنبه دهم بهمن 1390 |

 سلاااااااااام دوست جونیانززززززززز خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشید ک دیر آپ کردم...آخه امتحان داشتم تازه دیروز تموم شد امتحانام..........دارم میرم ترم ۲...........
آخیشششششش راحت شدیم از شره این ترمه یکی بووووودن...
.خسه شدیم از بس هرکی رسید ی جوری نگامون کردو برگشت گفت: ترمه یکی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما هم گفتیم اوهووووم...بعدم یه لبخند میذاشت رو لباش میگفت آخی قدر بدونید..ترمه یک خیلی خوش میگذره
.والا من از اول ک درس میخونم خیلی خوش میگذره تا آخرش هم همین جوریهههههههه...نمیئونم این ترم بالاییا چی میگن..
حالا ی داستان براتون گذاشتم ب نظره خودم ک خیلی باحالههه..ایشالا خوشتون بیااااااااادhttp://up.patoghu.com/images/jb1p9sk26ro5beg41izn.gif
 
خداحافظی کردن ب سبک ایرانی
 
تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی که همدیگه رو اندازه یه مورچه می بینیم، ادامه پیدا میکنه:
خب احمد آقا ، صغرا خانم!
“خیلی زحمت دادیم، با اجازه تون از حضورتون مرخص میشیم.” http://up.patoghu.com/images/wvmwqj6j2nqq1i86ey0t.jpg
با گفتن یه همچین جمله ای، تراژدی سریال یانگوم وار خداحافظی شروع می شه. بیشتر از چهل بار توی خونه یارو خداحافظی می کنیم. حالا حساب کنید مثلا ۶ نفر آدم اومدن مهمونی و حالا دارن می رن بیرون. به طور مستمر و بی وقفه همه می گن:
«خداحافظ»
صاحب خونه بدبخت، پس از کلی پذیرایی و دولا و راست شدن حالا باید به اتفاق اهل و عیال بره دنبال مهمون ها، مستمراً جواب خداحافظیه اونا رو بده:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ ، قربون شما ، خداحافظ ، خداحافظ ، ببخشید بد گذشت، خداحافظ ، خداحافظ…شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز
حالا اومدن دم در:
” … خب اصغر آقا ببخشید مزاحم شدیم ، تو رو خدا شما هم یه شب تشریف بیارین.
“خداحافظ ، خداحافظ ، چشم، حتماً مزاحم میشیم، سلام برسونین ، خداحافظ ، خداحافظ…” شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز
توی این دسته اگر تعداد خانم ها از دو نفر بیشتر باشه که دیگه واویلاست. تازه دم در خونه یادشون می افته دستور پختن قورمه سبزی و رنگ موها و آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون رو به هم بگن و تو تمام این مدت صدای دلنشین «خداحافظ ، خداحافظ» مرتباً به گوش می رسه.
حالا همه سوار ماشین شدن و سرنشینان از چهار طرف ماشین تا کمر بیرون اومدن و دارن دست تکون می دن:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

 

راننده هم برای عرض ارادت اون موقع شب ۵ تا ۶ بوق به معنی «خداحافظ» برای مستقبلین میزنه.
حالا دیگه ماشین رسیده ته کوچه و این بار دیگه فریاد می زنن:
“خداحافـــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــظ…”
آخه یکی نیست بگه مگه میخواین برین سینه کش قبرستون که دل نمی کنین از هم!؟
تازه فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از خانم هایی که دیشب مهمون بوده زنگ میزنهhttp://up.patoghu.com/images/crfm021sypgokg0jvzsg.gif به صغرا خانم و میگه:
“صغرا جون ممنون بخاطر پذیرایی دیشب؛ والله زنگ زدم بگم دیشب این بچه ها حواسم را پرت کردن یادم رفت ازت خداحافظی کنم!!!”
خدافظ مرسی که اومدی وبلاگمشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  خدافظ خدافظ شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز   خوش اومدید شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  بازم بیاید شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  منتظرتونمشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  خدافظظظظظظظشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  باباااااااااایشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  ب دوستان سلام برسونیییید خدافظظظظظشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  دلم براتون تنگ میشههههههشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  نظر یادتون نره هاااااااا بابااااااااااایشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  خدافظ خدافظظشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز  شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز
آیدا |11:19 | پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 |